بگذار بگویم


عشق ابدی

قایقی خواهم ساخت...دور خواهم شد از این خاک غریب...تا که تنهایی ات از دیدن ان جا بخورد....







بگــذار بـگـــویـــم ...


نـــاب تــریـن جــای دنـــیـا ، آغـــوش تـــوسـت !


جـــایـی مــــیـان دو بـازویت !



روی قـفـسه ی سیـنـه ات ...


ممـــاس بـــا قلـــبـت ...



همون قلبی که همه ی زندگی منه










تو لبخند می زنی

عشق آغاز می شود

من به سیب ها

مرتد می شوم

و دلیرانه

به بوسه های تو

زانو می زنم

عشقت را

به سر می گیرم

و معتکفِ

معبد آغوش تو می شوم









حــــــــوصله خواندن نــــدارم

حــــــــوصله نوشتن هــــم ندارم

این هـــــمه دلـــتنگی
...

...


دیــــگر نه با خـــواندن کـــم میشود , نه نـــــوشتن

دلــــم لـــــمس آغوشــــــت را میخواهد

فقط همـــــــین











سوختنــ ــم را دیدی و خندیـ ـدی


خنـ ــده ات را دیدم و سوختـ ـم


خنــ ـده هایم را خواهی دید


دیدار ما به وقت سوختنـ ــت










باید از یک جا “شروع” کنم…
به “تمام” کردنت…
اول از همه
پایت را از شعر هایم قطع میکنم
بعد، دستت را از سرم بر می دارم
بعد از آن هم، چشم از تو می پوشم
بعد هم
بعد ...هم
با خیالت چه کنم؟ لعنتی!؟










هر کس زخم های دستم را دید پرسید :

چرا با خود چنین کردی؟

اما هیچکس زخم های بزرگ دلم را ندید

تا بگوید:

چرا با تو چنین کردند ......












√ مـטּ اورژـآنـس טּـیسـمـ ...

ڪـه هـر وقـتـ بـــہ فـטּـآ رفـتــے یـآכمـ بـیوفتــے !











تن پوش تازه برتنم
گمشدنم تو ایینه
وقتی که تو کنارمی
هرروز نوروز منه!



نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:





نوشته شده در جمعه 10 آبان 1392برچسب:,ساعت 3:10 توسط narvan| |


Power By: LoxBlog.Com